تبليغاتX
فرهنگ و مذهب - هاشمي بازيگر ماهري است ! ولي...! !!
در خاطرات خودشان مطالب زيادي را عنوان كرده اند كه صرف خاطره است و كاربرد رمان نويسي دارد !

اين قسم خاطرات در كنار خاطرات آقاي خلخالي و ديگر بزرگان به كار رمان نويسي سياسي مي آيد !

و البته در كشور ما نويسنده اين جور داستانها كم است !

مطلب حقير اين بود كه چرا آقاي هاشمي اين زمان خاص را براي نقل خاطرات خود انتخاب كرده ؟

يك زماني دولت اصلا حات بر اين مملكت حكومت مي كرد و خانم آلبرايت وزير خارجه وقت دولت آمريكا از ملت ايران به خاطر حوادث كودتاي 28 مرداد عذر خواهي كرد !

چرا آقاي هاشمي در آن شرايط و با نقل اين خاطره باعث گشايش روابط بين ايران و امريكا نشد ؟

قطعا اين قسم خاطرات در آن شرايط و زمانه مي توانست حل مسايل ايران و امريكا را به نام آقاي خاتمي در تاريخ ايران ثبت كند !

و اين گونه آقاي خاتمي متهم به گفتار درماني و اين جور چيز ها نمي شد !

ولي در آن شرايط آقاي هاشمي از اين نسخه ها تجويز نكردند !

و دليل آن هم روشن است !

آقاي هاشمي عادت ندارند كه كار هاي خير را به نام ديگران تمام كنند !

و اين سنت حسنه ايشان است كه دوست دارند مسجد نوساز را به اسم خودشان وقف كنند تا باعث باقيات و صالحات بشود !

ايشان مي دانستند كه آقاي خاتمي جربزه اين جور كار ها را بدون اذن ايشان ندارد !

لذا در آن شرايط اين خاطره را در صندوق خودشان نگهداري كردند !

ولي احمدي نژاد از جنس ديگري است !

و بد جوري به پاي مافياي قدرت پيچيده !

و چنان شرايط را تغيير داده كه امريكا از موضعي برابر با ايران در عراق وارد مذاكره مي شود !

البته در هر مذاكره اي حلوا خير نمي كنند !

و لازمه هر مذاكره اي لفاظي و شل كن سفت كن است !

باتلاق عراق براي امريكا به نحوي است كه براي خروج از آن جز همكاري سازنده با ايران راه ديگري ندارد !

امريكا بر خلاف حملات تند و تيز نظا مي اش قدرت ماندگاري در متصرفات خود را ندارد و در تاريخ معاصرش به كرات اين را اثبات كرده است !

شايد اگر چين نقش وزنه تعادل را براي امريكا بازي نكرده بود همچنان امريكا در باتلاق ويتنام  و كامبوج و كره دست و پا ميزد !

امريكا براي خاورميانه نيازمند يك وزنه تعادل است !

و اين وزنه تعادل لزوما روسيه و تركيه نمي تواند باشد !

رقابت روسيه و امريكا امروز در آستانه يك جنگ سرد ديگر است ! و و پدافند هوايي و سپر موشكي امريكا اوج اين جنگ سرد است

تركيه نيز به دليل اختلا فاتش با كرد هاي عراق و وضعيت داخلي اش و موج اسلام خواهي نمي تواند گزينه مناسبي باشد !

ايران تنها گزينه اي است كه مي تواند نقش وزنه تعادل را در منطقه بازي كند !و لازمه اين امر خروج نيرو هاي اشغالگر از عراق و افغا نستان و واگذاري امور منطقه به مردم منطقه است .

آقاي هاشمي از اين موضوع اطلاع دارد و نمي خواهد حل افتخار آميز مناقشه ايران و امريكا در زمان احمدي نژاد صورت پذيرد !

و لذا با طرح اين خاطرات مي خواهد اولا : دولت و هواداران آن را در موضع  را ديكال قرار دهد

و ثانيا :در اين امر پيشقدم شود تا اگر گشايشي در روابط ايران و امريكا صورت گرفت سند آن را به نام خود ثبت كند .

بي ترديد مقاومت ملت عراق در برابر  اشغالگران طرح خاور ميانه بزرگ را به شكست كشانيده  و امريكا ناگزير است در چشم انداز استراتژيك بهبود روابط  با ايران را در دستور كار قرار دهد !

ولي اين بهبود رو ابط مي بايست از موضع اقتدار و حكمت صورت گيرد و فرصت باج خواهي و زياده خواهي را به امريكا نداد !

براي حكام امريكا كه هر حركت سياسي و نظامي را با معيار دلار و اقتصاد و شاخص سهام مي سنجند اقتصادي ترين تصميم بهبود روابط با ايران است !

ولي در خصوص اين بهبود روابط دو نسخه نوشته مي شود :

1- اولين نسخه اين است كه ما بر اساس تئوري ملكم خان  سر تا پايمان را غربي كنيم و به سان انقلابيون عراق و افغانستان لباس هاي انقلابي خودمان را با كت و شلوار و كراوات هاي غربي عوض كنيم !كه متاسفانه ياران هاشمي بر اساس قراين  و شو اهد موجود اين روش را انتخاب كرده اند !

2- دومين نسخه اين است كه ما از يك مدل چيني در اين روش استفاده كنيم و امريكا ضمن پذيرش قدرت منطقه اي ايران از استقلال و موقعيت ژئو پلو تيك ايران به صورت طبيعي در برابر نفوذ روسيه بهره مند شود !

و البته اين بهره مندي امريكا منا فاتي با منا فع ملي ما ندارد و يك ارتباط كاملا دو طرفه در جهان سياست است و از جهاتي باعث افزايش قدرت و نفوذ ايران گرديده و باعث ايستادگي در برابر زياده خواهي قدرت هاي دست دوم و سوم  جهان از ايران مي شود .

ضمن اين كه روسيه نيز امتحان خوبي به عنوان يك قدرت و متحد  منطقه اي از خود بروز نداده و آقاي پوتين فرصت هاي طلايي  را كه تهران براي ارتقاي سطح روابط در اختيار او قرار داد به راحتي از دست داده است

و از اين منظر  ايران مي تواند با سياست موازنه منفي  براي بهبود موقعيت خود كفه ترازو را كمي متعادل كند! و اين تعادل البته باعث نجات امريكا از باتلاق عراق مي شود !

و در منافع دراز مدت و استرا تژيك باعث افزايش نقش ايران در تعاملات اقتصادي قفقاز و هند و پاكستان و حضور پر رنگ تر ايران در درياي خزر خواهد شد .

آن چه امروز در سياست خارجي خود مي بايست مد نظر قرار دهيم تنظيم درست عقزبه تعادل است! 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 15:53  توسط حسین  |